یک روزنامه ایتالیایی چند روز پس از درگذشت استیو جابز مصاحبه*ای خواندنی را با «چارلز جولی» یکی از مدیران سابق اپل انجام داد که این مدیر دوبار توسط رئیس بزرگ اخراج شده بود.

این گفتگو اینگونه آغاز می*شود:

استیو به من گفت: «تو اخراجی چارلز، دیگر نمی*خواهم اینجا ببینمت!» کمتر پیش می*آید که کسی خاطره اخراج شدن خود را با چنین لحنی و با افتخار تعریف کند، اما اگر آن شرکت اپل باشد و کسی که درهای آن را به روی شما می*بندد استیو جابز باشد و بعد از چند روز دوباره شما را برگرداند موضوع کمی فرق می*کند.

«چارلز جولی»، مدیر سابق بخش JavaScript شرکت اپل و مسئول پروژه MobileMe دوبار قربانی توبیخ*های سنگین و معروف استیو شد که در هر دو مرتبه اخراج شد اما دوباره به کار خود بازگشت و تا زمانی که برای تاسیس شرکت خود یعنی «استراب» شخصاً اپل را ترک کرد در آنجا به کارش ادامه داد.

«چارلز جولی» اکنون چند روز پس از درگذشت بنیان*گذار اپل در گفتگو با روزنامه ایتالیایی «لاستمپا» خواننده را مستقیماً به اتاق کار استیو جابز می*برد:

* کار با استیو جابز چطور بود؟
- واقعاً شگفت انگیز. به خاطر فشاری که به ما می*آورد. به خاطر خلاقیتی که داشت و اهمیتی که برای کوچک*ترین جزئیات قائل می*شد.

* چند ساعت کار می*کردید؟
- هر چقدر که لازم بود. اگر در حال تمام کردن یک محصول بودیم، دیگر نیازی نبود که کسی به تو بگوید تمام شب باید کار کنی. خودت این را می*دانستی.

* چه جوی در فضای شرکت اپل حاکم بود؟
- همکاران برای دوستی و برای همکاری آماده بودند. اما در عین حال به شدت سختگیری می*کردند. یک مثال می*زنم. در شرکت*های دیگر، زمانی که یک نمونه آزمایشی را آماده می*کنی در کل همیشه کمی دچار کوفتگی می*شوی. در اپل حتی جرات نداشتی این کوفتگی را به دیگران نشان دهی.

* اغلب جابز را در اطراف خود می*دیدید؟
- او خیلی مهربان و صمیمی بود و تمام هفته حتی برای ناهار هم با ما می*آمد. اما دوشنبه*ها همه چیز تغییر می*کرد. او دوشنبه*ها به یک کابوس تبدیل می*شد.

* چرا؟
- هر دوشنبه محصولات را بازبینی می*کرد و این سخت*ترین و هولناک*ترین لحظه برای همه ما بود. وقتی وارد اتاقش می*شد، مثل لیزر به دنبال چیزی از پروژه می*گشت که خوشش نمی*آمد و آن را سریع به شما می*گفت. اما اگر چیزی پیدا نمی*کرد در آن زمان شما یک قهرمان می*شدید و تو را به عنوان کسی در نظر می*گرفت که همین الان چرخ را اختراع کرده است و شروع می*کرد به ستایش تمام پتانسیل*های ویژه چیزی که با خود آورده بودی. اما اگر کوچک*ترین چیز ناخوشایندی را پیدا می*کرد حتی اگر رنگ محصول بود، دیگر هیچکس جلودارش نبود و تو رسماً فنا شده بودی! دیگر با هیچکس حرف نمی*زد تا وقتی که مشکل حل شود و اگر آن را حل نمی*کردی تو را تکه تکه می*کرد. ساده بگویم: تو را می*فرستاد کنار همان قطعات محصول. هرگز حد وسطی وجود نداشت. چیزی وجود نداشت که به سادگی خوب باشد: یا عالی بود یا افتضاح.

* این رفتار با شما هم شد؟
- البته که شد. تیم من مشغول توسعه MobileMe یا همان نسخه قبلی iCloud بودند. اما پروژه به طرز وحشتناکی کار نمی*کرد. بنابراین استیو مرا تکه تکه کرد. اما همه مسئولیت*هایش را به عهده گرفت. به محض اینکه محصولی که با خود آورده بودم خراب شد از من دلایل دقیق و واضحی درباره اینکه چگونه باید از نو شروع کنیم خواست. این بود قدرت استیو: می*توانست بیفتد اما مهم بود که بداند می*تواند دوباره از جا بلند شود.


* چرا برای بار اول شما را اخراج کرد؟
- محصولم را دوست نداشت. اخراجم کرد!

* و بار دوم؟
- برای معرفی یک پروژه جدید مصاحبه*ای را با مجوز استیو انجام دادم. اما او، همان*طور که می*دانید نسبت به رسانه*ها خیلی محتاط بود. خبرنگار جملات من را خارج از موضوع مورد گفتگو نوشت و این همان چیزی بود که جابز دوست نداشت. بنابراین معاون رئیس با من تماس گرفت و از من پرسید: «چارلز، استیو می*گوید که تو را باید اخراج کنم. مگر چکار کرده*ای؟» پاسخ دادم: «من همان مصاحبه*ای را انجام دادم که خودش از من خواسته بود.» و او گفت: «بیچاره! او خوشش نیامده است.»

* و بعد...؟
- معاون رئیس دوباره به من زنگ زد و گفت: «چند روز در خانه باش تا ببینیم چطور می*شود کارها را درست کرد». چند روز بعد من دوباره سر کارم برگشتم.

* چرا در آنجا ماندید؟
- یک عالمه کار می*کردی و پول کمی در می*آوردی، اما همه آنچه که انجام می*دادی یک بازتاب جهانی داشت.

* اما سرانجام شما از اپل رفتید و شرکت Strobe را تاسیس کردید که برنامه*های جانبی را توزیع می*کند و در واقع نوعی مبارزه خردمندانه با اپل است.
- آن*ها برای ساخت محصولات بسته بهترین هستند و باید همین*طور باقی بمانند اما بالاخره کسی باید از راه برسد و محصولات باز را به بازار عرضه کند.

* درحال حاضر چه چیزی را برای عرضه دارند؟
- محصولات جدید برای دو سال آینده آماده هستند و «آی*پد» هنوز راه بینهایتی را برای توسعه پیش رو دارد. اما تلویزیون چالش آینده اپل است. Apple Tv بسیار جالب است و باید تلویزیونی را تصور کنید که تمام کیفیت*های محصولات اپل را در خود جای داده است. دستگاه منحصربفردی خواهد بود که دنیا را دوباره تغییر خواهد داد.

* آیا اپل بدون جابز زنده خواهد ماند؟
- سازماندهی تیم کوک، رئیس جدید، بهترین است. همچنین «جانی ایو» رئیس بخش طراحی یک پدیده است. اما استیو یک نقش واحد داشت: می*فهمید مردم چه می*خواهند و تصمیم می*گرفت که چگونه باید آن را تولید کند. انضباطی که او به تدریج به شرکت فهماند آن را به جلو پیش خواهد راند، اما اپل باید به تدریج فرد و یا مکانزیمی را پیدا کند که جهت را نشانش بدهد.


موضوعات مشابه: