نام کتاب : دالان بهشت

[براي ديدن لينکها و تصاوير بايد عضو سايت و يا كاربر-VIP باشيد براي عضويت در سايت اينجا کليک کنيد]
  • و در صورتي که شما عضو سايت هستيد و لينكها مخفي هستند
    براي ديدن لينکها و تصاوير بايد عضو سايت و يا كاربر-VIP باشيد]

    نویسنده : نازی صفوی

    ناشر : پارس بوک

    زبان کتاب : فارسی

    تعداد صفحه : 506

    قالب کتاب : PDF

    حجم فایل : 2.66 Mb

    توضیحات : گفتگو با نازی صفوی نویسنده رمان دالان بهشت :

    تا بهشت راهی نیست
    كار دختر و پسر جوانی به خاطر توقع های زیاد دختر، به جدایی می كشد. پسر می رود و زندگی دوباره تشكیل می دهد و دختر در تنهایی خودش، متوجه اشتباهش می شود. بعد از ماجراهایی دختر و پسر داستان، دوباره به هم می رسند. به نظرتان از سوژه ای تا به این حد تكراری و كلیشه ای می شود داستانی خوب و خواندنی درآورد؟ نازی صفوی نشان داده كه می شود. او در دالان بهشت با پرداخت خوب روحیات دختر توانسته كاری متفاوت ارائه بدهد. نازی صفوی، متولد 1346 در تهران است. كتاب اولش، دالان بهشت در سال۱۳۷۸ منتشر شد و از آن موقع تا حالا سومین كتاب پرفروش 14سال اخیر بوده است ( بعد از بامداد خمار و چراغ ها را من خاموش می كنم ). داستان بعدی او، برزخ اما بهشت سال۸۳ منتشر شد و نشان داد كه با نویسنده ای كم كار طرف هستیم.
    دالان بهشت را به اصرار یكی از دوستانم به چاپ رساندم و هیچ قصدی برای نویسنده شدن و چاپ كتاب نداشتم و ندارم. ولی خوشبختانه كتاب به چاپ سوم رسید و با استقبال خوانندگان روبه رو شد. این برخوردها و نامه های مردم است كه همچنان به من روحیه می دهد. حتی هفته پیش در آمریكا كتاب دالان بهشت ترجمه شد و من از كشورهایی مثل استرالیا، انگلیس، كانادا و... نامه و ای میل دارم. نوشتن دالان بهشت از یك یادداشت كوچك پشت جعبه دستمال كاغذی ماشین شروع شد؛ وقتی كه پشت چراغ قرمز گیر كرده بودم. بعد هم برزخ اما بهشت را نوشتم. الان هم 3 تا كتاب دارم كه معلوم نیست كی تمام می شود .
    چون خودم را محدود به زمان نمی كنم؛ شاید یك ماه دیگر یا شاید 2 سال دیگر. اسم یكی از آنها این است: تا بهشت راهی نیست، اگر این جان خسته بگذارد . این اسم را تا حالا به هیچ كس نگفته بودم ولی فكر می كنم اسم خوبی بشود.
    من همیشه حسم را می نویسم و باور دارم حرفی كه از دل برآید بر دل می نشیند و مطمئنا كتابی كه با احساس نوشته نشود، قابل خواندن نیست؛ مثل آشپزی از روی كتاب كه آن طعم واقعی را نخواهد داشت و هیچ وقت مثل غذای مادربزرگ نمی شود! قواعد و قانون ها در نوشتن باید رعایت شود. ولی بدون احساس فایده ای ندارد و اگر نویسنده پشت داستان فكری نداشته باشد یا دردی را نكشیده باشد، نمی تواند داستان جالبی بنویسد.


    برای دیدن لینکها
    برای دیدن لینکها براي ديدن لينکها و تصاوير بايد عضو سايت و يا كاربر-VIP باشيد] کلیک کنید
    کلیک کنید



    منبع:
    برای دیدن لینکها
    برای دیدن لینکها براي ديدن لينکها و تصاوير بايد عضو سايت و يا كاربر-VIP باشيد] کلیک کنید
    کلیک کنید