مايكل اوون حضور عجيبي در تيم فوتبال منچستريونايتد داشته است. 2 سال پس از پيوستن او به اين تيم پرمهره و معتبر انگليسي، وي سرانجام طعم قهرماني در ليگ برتر كشورش را كه در تمام 12 مرتبه تلاش قبلي وي براي تصاحب آن شامل حال او نشده بود، به دست آورده و بتازگي همراه با اين تيم نايب.قهرمان باشگاه.هاي اروپا هم شده است، اما او در جمع شياطين سرخ برخلاف وضعيتي كه در باشگاه اوليه و مشهور خود ـ ليورپول ـ داشت، هنوز يك نيمكت.نشين قطعي است و بسيار كم و بندرت به وي بازي مي.رسد.حتي در رئال.مادريد با انبوه بازيكنانش و نيوكاسل با ابعاد كاملا متفاوتش، به اوون بسيار بيش از اينها بازي مي.رسيد و وقتي در نظر بگيريم كه او 32 ساله شده به اين نتيجه مي.رسيم كه مشاركت او در قهرماني اخير يونايتد در ليگ انگليس و همچنين راهيابي مجدد منچستر به فينال جام قهرمانان باشگاه.هاي اروپا، دلداري اندكي براي بازيكني در اندازه.هاي اوون به شمار مي.آيد كه حتي در 19 سالگي.اش، جام جهاني (1998). را مسحور توان و استعداد خويش كرد.
در كنار درجه. دوم.ها
وقتي تمرينات منچستريونايتد در آخرين روز قبل از رويارويي نافرجام با بارسلونا در فينال مسابقات امسال ليگ قهرمانان اروپا انجام مي.شد و نفرات يونايتد را به 2 دسته تقسيم كرده بودند، اوون را با ارجاع به جمعي كه كريس اسمالينگ، اندرسون و جان اوستي در آن قرار داشتند، عملا به عنوان يكي از كساني كه براي فينال مدنظر نيست، تلقي كرده و جزو «درجه.دوم.ها» دانسته بودند. او شايد به روال و جايگاه فعلي.اش در اولدترافورد خو كرده باشد، اما قدرمسلم اين كه اين شرايط به فراخور اعتبار و پيشينه وي نيست. در تاريخ فعاليت.هاي تيم ملي انگليس، اوون به لحاظ گلزني در رده شامخ چهارم قرار دارد، اما فاصله.اش با صدرنشين فهرست كه بابي چارلتون، يكي ديگر از منچستريونايتدي.هاي معروف است از 9 گل فراتر نمي.رود. در يونايتد، وضع او برخلاف تيم ملي تيره و نامناسب است و در سلسله مراتب نفرات خط حمله و ارزش.گذاري روي آنها پشت سر وين روني انگليسي، خاوي.ير هرناندز مكزيكي و ديميتار برباتوف بلغاري قرار مي.گيرد و جدا شدن احتمالي برباتوف از منچستر هم لزوما مشكلي از او حل نمي.كند. شايد هم اوون به كلنجار رفتن با ايده.هاي منفي.اش عادت كرده باشد و بتواند با آن كنار بيايد. او در دو سه سال اخير توسط فابيو كاپلو سرمربي معروف و ايتاليايي تيم ملي انگليس نيز ناديده گرفته شده و به عدم همراه ي اين تيم در ميدان.هاي بين.المللي نيز خو كرده است. توضيحاتي كه اوون در اين خصوص و چگونگي نيمكت.نشين شدن دائمي.اش در منچستر ارائه مي.دهد، چندان روشن و قاطع نيست و راه.حلي در بر ندارد و حتي به مثابه اميد بخشيدن بيهوده به خودش و سايرين هم نيست: «در اين موارد اگر هدفتان را بازگشت به تركيب ثابت تيم.تان يا نكاتي از اين دست قرار بدهيد، بيشتر موجب نااميدي خودتان خواهيد شد زيرا شايد به هدف خود نرسيد. بنابراين بهتر است ماجرا را تا حدي تمام شده بدانيد و به سمت مسائل و اهداف ديگر برويد. راز موفقيت و راه استمرار كار هر كسي وفق يافتن هر چه بهتر و سريع.تر با شرايط موجود است. در آن صورت ديگر خودتان و سايرين را فريب نخواهيد داد. آنچه براي من يك حقيقت مسلم و تلخ است، اين است كه در منچستر جاي ثابتي براي من وجود ندارد و تغيير اين وضعيت اتفاقاتي چند را مي.طلبد كه فعلا قابل شكل.گيري نيستند. هر از .گاه از من مي.خواهند. براي دقايقي به ميدان بروم و انتظار دارند. در همان دقايق اندك بدرخشم و كار را تمام كنم و بدتر اين كه اگر چنين نكنم كلي انتقاد شامل حالم مي.شود. در اين شرايط صبر و انتظار براي رفتن به ميدان به سخت.ترين قسمت كار تبديل مي.شود و بديهي است كه عصبي شويد و نتوانيد انتظارها را برآورده كنيد. حتي مردم نيز گاهي مي.گويند. زمان و مهلت به حد كفايت به بازيكنان مختلف تيم داده شده و اگر ندرخشيده.اند، قصور از خودشان بوده است.»
وقتي كاپلو برود
از نظر اوون كه حتي به رغم مصدوميت.هاي پرشمارش از ناحيه كشاله. ران و حاشيه.نشيني.هاي مكررش هميشه در ليورپول يك مهره ثابت تلقي مي.شد، سخت.ترين قسمت قضيه حمل توقعات و انتظارهاي خود و ديگران روي دوشش براي مدتي طولاني بوده است. او مي.گويد: «هر روز صبح كه از خواب بيدار مي.شوم اولين فكري كه به مغزم خطور مي.كند، امكان و احتمال بازي كردنم در ادامه همان روز و در مسابقه..اي است كه در پيش داريم. متاسفانه در بيشتر مواقع، بازي هم نمي.كنم و ماجرا هماني مي.ماند كه پيشتر بود. برخي به من مي.گويند نااميد نباش، وقتي فابيو كاپلو از تيم ملي انگليس رفت، دوباره به تيم ملي انگليس دعوت خواهي شد. نمي.دانم اين اتفاق مي.افتد يا خير اما اگر اين امر روي بدهد، اين حسن را دارد كه احساس بازي كردن را دوباره به من خواهد بخشيد و مرا از ركود شديد فعلي..ام خارج خواهد كرد. موضوع بستگي به اين دارد كه مربي بعد از كاپلو كيست و چه كسي جاي او را خواهد گرفت.»
اوون: هر روز. از خودم مي.پرسم آيا بالاخره مي.شود. امشب من بازي كنم و در تركيب باشم. ولي معمولا جواب منفي است. بدترين قسمت قضيه اين است كه مردم توقع دارند در همان فرصت.هاي اندك بازي هم بدرخشم
با اين همه بعيد است دن فابيو زودتر از پايان جام.ملت.هاي اروپا 2012 (تير 1391). برود. در هر حال، اوون به طور شخصي و مستقيم از الكس فرگوسن بد نمي.گويد. از يك سو سرمربي 25 سال اخير يونايتد در همان بدو استخدام وي ـ در تابستان 2009 ـ به او متذكر شد كه وي در اكثر هفته.ها نيمكت.نشين خواهد بود و موفقيت.هاي يونايتد در اين مدت به شكلي بوده كه تغييري را در ساختار موجود و به تبع آن عوض شدن شرايط و جايگاه اوون ايجاد نكرده است. از جانب ديگر اوون مي.داند در پاييز سال.هاي قهرماني.اش حتي عضويت صرف در يونايتد به رغم تمام. ضررهايي كه از نيمكت.نشيني او برشمرديم، چيزي هماند يك فاجعه براي او نيست و شايد موهبت هم هست. حتي در كلام اوون به رغم اين كه او توسط فرگوسن به يك سايه صرف در اولدترافورد تبديل شده، نشانه.هاي احترام نسبت به سرمربي 70 ساله و اسكاتلندي شياطين سرخ و كار در كنار ساير نفرات منچستر محسوس است.
او مي.گويد: «از بس هر روز كار فرگوسن و دستيارانش را در جريان تمرينات ديده.ام و به سبب بازي نكردن به حد كافي مجبور به تمركز بر كار آنان شده.ام، به اين صرافت افتاده.ام كه وارد كار مربيگري شوم. اصلا اين موضوعي است كه خود فرگوسن به من پيشنهاد داده است. البته تفكر در اين.باره هيچ.گاه در ذهن من يك آهنگ ثابت و نتيجه.اي واحد نداشته است. يك روز به مربيگري فكر مي.كنم و فرداي آن روز پشيمان مي.شوم و به خودم مي.گويم كه حيف است امروز خود را رها كنم و روي فردا تمركز نمايم. به خودم مي.گويم تو كه هنوز مهارت.هاي زيادي در ورزش فوتبال به عنوان يك بازيكن داري، چرا حالا مي..خواهي به سمت مربيگري بروي؟
شايد هم گذشت زمان مشكل مرا حل كند. يعني هر چه پيرتر شوم طبعا عمر بازيگري.ام كوتاه.تر شده و سوق يافتن من به سمت مربيگري لاجرم بيشتر خواهد شد. همين حالا نسبت به گذشته بسيار متفاوت و عميق.تر به مسائل نگاه مي.كنم. وقتي نوجوان و جوان بودم. به دقت گوش مي.كردم تا ببينم مربيان چه مي..گويند و تلاش مي.كردم تا همان را انجام بدهم، اما حالا همان توصيه.ها را كه مي.شنوم، در چند و چون آن بررسي مي.كنم تا ببينم آيا صحيح.اند يا خير».
اوون مي.تواند به ادامه بازيگري.اش بينديشد. او هم در حال مذاكره با يونايتد به قصد تمديد قراردادي بوده است كه همسو با پايان فصل اخير خاتمه يافته و هم گفته مي.شود كه با چند باشگاه ديگر ليگ برتري انگليسي نيز شامل اورتون مشغول مذاكره بوده تا شايد سر از آنها درآورد. فرضيه بازي او براي نيمه آبي بندر ليورپول (اورتون). با توجه به اين كه وي سال.ها چشم و چراغ قسمت قرمز اين شهر (ليورپول). بوده، دور از ذهن نشان مي.دهد، اما مگر ميزان احساس ناخوشايند نسبت به حريفي ديرين چون منچستر يونايتد كمتر از چيزي است كه در قبال اورتون در انفيلد احساس مي.شود؟
او در اين سن و سال و پاييز ايام قهرماني.اش مجبور است به هر احتمال و امكاني چنگ بزند و به اردوي هر دشمني(!) برود و از هيچ فرصتي غافل نماند تا شايد مثل 10 سال پيش خبرساز باشد و دوباره «مايكل اوون» شود.
Evening Standard / مترجم : وصال روحاني
ادامه در منبع :
برای دیدن لینکها
برای دیدن لینکها براي ديدن لينکها و تصاوير بايد عضو سايت و يا كاربر-VIP باشيد] کلیک کنید
کلیک کنید


موضوعات مشابه: